تبليغاتX
هر گاه اندوهناکيد باز در دل خود بنگريد تا ببينيد که به راستي گريه شما از براي آن چيزي است که مايه شادي شما بوده است رنگ مرگ!!! - تنهام .... تنهای تنها

رنگ مرگ!!!

قلم و رنگ در اختیار شماست ، بهشت را نقاشی کنید و بعد وارد آن شوید !

تنهاي تنها در تاريكي شب ها مي رفتم دست هاي من از فانوس خالي شده بود همه انديشه هايم به ناكجا رفته بود دست من ، انگشتان من خوشه هاي خشم را مي فشـرد ثانيه هاي من از انعكاس بي كسيم لبريز مي شـد تنهاي تنها بودم در تاريكي شب ،  باور مي كني ؟ تنها .....

من از بيـراهه غربت ســفـر كرده بودم شب انتظار مرا مي كشيـد ماه منتـظـر بود تا من تب دار گردم ! دريا منتـظر  بود تا فانوس دريايي من ، راه را براي قايـقران سرگشته روشن كند ! ولي هيچ يك ...... من مي رفتم . من مي آمدم . من آغاز يك تنهايي بودم اما ناگهان توآمدي از كجا بر قلبـم نشستي ؟ نمي دانم شايد از افـق روشنايي ، چون كنار فرود تو هنوز غبار و ذرات متراكم نور غلتان بود دست مـرا گرفتي و بردي مـرا از ميان انديشه هاي هيـچ ، از ميان تنهايي هاي بي پايان گـذر دادي تا در وجـود مـعـلـوم خود به خويش پيـوندم دهي.  من دستم را با جسارت بر سـراسـر پيكر تنهايي خود كشيـدم ديگر وجـود تنهاييم سـرد نبـود خوشـه خشك خشـم را كه فشـرده بود به باد بخشيـدم انديشـه هايم بارور شـدنـد اكنون در اكنون مـعـلـوم ، در آهنگ پربار زمـان در اين ثانيه هاي سـرد دوباره تو را مي جويم . ميان ما دنيايي از دانستـه هاسـت ! روشنايي شـب ها ، انديشـه هاي پر ثـمـر ، فرامـوشي دردهاست، ميـان ما شـب هاي تنهايي بي پايان مـن در جست و جوي توسـت !!!

 

           

+ يه دختر مهربون اينو نوشته اون کيه ؟. .*•.(¯`•. نسترن .•´¯).•*. . |