مورچه اي نر عاشـق و خاطرخواه مـورچه اي مـاده شـد مورچه ماده گـفت شـرط مـن مي داني چيسـت ؟ مورچه نر گـفت هـرچه باشـد مي دهم گـفت اين است كه اين كوه خاكي را كه در مسيـر مـن است برداري مورچه نر گـفت اطاعت مي شـود و شـروع كرد كوه خاكي را به محـل ديگر بردن مورچه ديگري كه ازعشـق بي بهره بود گـفت اين چه عـمـل است ؟ كي عمـر تو كـفاف دهـد كه اين كوه خاكي را به مـحـل ديگري ببـري ؟ مورچه نر گـفت كه اي دوسـت عزيـز ! دانـم كه مـرا اين اندازه درنگ نيست ولي خوشـم به اين كه در طريق وصـال محبـوبـم هسـتـم و به عـشـق او اين كار را مي كنـم و اگر هـم بمـيـرم در راه عـشـق محبـوبم جـان داده ام و چـه سـعـادتي بـه از ايـن ؟!
+ يه دختر مهربون اينو نوشته اون کيه ؟. .*•.(¯`•. نسترن .•´¯).•*. . |